اسماعیل فصیح از نویسندگان پرکار و مطرح دهه ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰ بود که با رمانهای «زمستان ۶۲» و «ثریا در اغما» شناخته میشود. ناشر او از پبشنهادهایی که برای انتشار این کتابها به او داده و او پذیرفته، میگوید.
خبرگزاری ایسنا: اسماعیل فصیح، رماننویس و مترجم، دوم اسفندماه سال ۱۳۱۳ در محله درخونگاه تهران متولد شد و در ۲۵ تیرماه ۱۳۸۸ از دنیا رفت؛ نویسندهای پرکار اما گوشهنشین و گریزان از مصاحبه. حسن میرعابدینی، منتقد ادبی به همین دلیل او را نویسندهای خوانده بود که «محفلی نبود و کمتر تن به مصاحبه میداد و طبیعتاً در صفحات روشنفکرانه مطبوعات نیز جایی نداشت.» البته این را هم درباره فصیح یادآور شده بود که «چیرگیِ فرامدرنیسمی ناپخته بر فضای ادبی این سالها، کار فصیح را، چنان که باید و شاید، مقبول طبع گروههایی از روشنفکران نساخت. او کنج عزلت گزیده بود اما مصداق واقعیِ یک نویسنده حرفهای بود که «نوشتن» را به عنوان سرنوشت خود برگزیده بود.»
فصیح نویسندهای است که او را با «زمستان ۶۲» و «ثریا در اغما» به خاطر میآوریم. هر دو این رمانها در دهه ۱۳۶۰ منتشر شدند. «زمستان ۶۲» از معروفترین آثار اسماعیل فصیح برای نخستین بار در نیمه دهه ۱۳۶۰ در نشر نو منتشر شد و چندسالی ممنوعالچاپ بود، کتابی که به گفته نویسندهاش، سیمین دانشور وقتی آن را خوانده بود، گفته بود یکی از بهترین رمانهایی است که در سالهای اخیر خوانده و محمدعلی سپانلو آن را بهترین سند درباره جنگ ایران و عراق خوانده بود. «ثریا در اغما» هم در سال ۱۳۶۲ در تهران منتشر شد و یکی از رمانهای مشهور و پرفروش بود که در سال انتشارش به چاپ چهارم رسید آنهم با تیراژ پنجهزار نسخه.
البته اولین رمان اسماعیل فصیح در سال ۱۳۴۷ با عنوان «شراب خام» منتشر شد؛ فصیح پیشنویس رمانش را در سال ۱۳۴۶ به نجف دریابندری میدهد و کتاب سال بعدش منتشر و با استقبال روبهرو میشود.
محمدرضا جعفری، مدیر نشر نو که برای نخستینبار کتابهای «زمستان ۶۲» و «ثریا در اغما» را منتشر کرده است در گفتوگویی با ایسنا درباره انتشار این دو رمان معروف فصیح آن هم در سالهایی که کشورمان درگیر جنگ و تبعات آن بود و شاید کمتر به داستان و ادبیات توجه میشد، گفت: آقای فصیح را از قبل میشناختم، در انتشارات «امیرکبیر» که بودیم با هم کار کرده و چند کتاب از او منتشر کرده بودیم. بعد از انقلاب که با دوستانم نشر نو را راهاندازی کردیم، ایشان به دفتر نشر آمد و با هم صحبت کردیم و گفت رمانی نوشته است. نام رمان را «ریشه در خاک» گذاشته بود. گفتم رمان را بخوانم و بعد از خواندن دیدم بسیار جالب است و چند پیشنهاد به او دادم و ایشان هم پذیرفت و کتاب منتشر شد.
او درباره پیشنهادهایی که به فصیح داده بود، توضیح داد: آقای فصیح علاقه داشت سرنوشت همه شخصیتها را در داستان تعیین کند. من گفتم شما این کار ا نکنید. آقای آریان که قهرمان داستان است میرود تا به خواهرزادهاش که در پی تصادف در پاریس در اغما است، سر بزند. به او گفتم اینجا جنگ است و حالا که قهرمان داستان به پاریس میرود، اگر بتوانید مقایسهای داشته باشید از اوضاع آرام پاریس و وضعیت متشنج و جنگزده مملکتمان، بد نیست، که آقای فصیح مقداری فلشبک به داستان خود اضافه کرد. بعد هم در رمان ایشان، ثریا که در اغما است، میمیرد و از اغما بیرون نمیآید و آریان ترتیبی میدهد که پیکر ثریا به ایران بیاید. من به او گفتم ثریا برای ما ایرانیها جنبه سمبولیک دارد و شما او را نکش و بگذار همینطور در اغما بماند، چه اشکالی دارد؟ ایشان این پیشنهاد را هم قبول کرد. بعد گفتم اسمش را بگذاریم «ثریا در اغما» که آقای فصیح این پیشنهاد را هم قبول کرد و به همین ترتیب این رمان منتشر شد.
جعفری درباره «زمستان ۶۲» نیز گفت: نام این رمان را هم گذاشته بودند «پُر کُن پیاله را» که درباره جنگ بود و داستان در اهواز و آبادان میگذشت. جلال آریان به همراه دوستش منصور فرجام به جنوب میرود و باقی داستان. در این رمان خانمی بود به نام منیژه که همسرش اعدام شده بود و زمانی که جنگ شدت میگیرد میخواهد به تهران برود. آریان برای او ماشینی پیدا میکند. آقای فصیح سرنوشت او را اینگونه تعیین کرده بود که در راه تهران بر اثر بمباران اتومبیل کشته میشود. من از او خواهش کردم اجازه بده این خانم به دنبال سرنوشتش برود و چرا میخواهی او را بکشی؟ گفتم او را نگه دار شاید بعدا به درد بخورد. آقای فصیح هم قبول کردند. یکی دو صحنه دیگر بود. یکی اینکه سر شام دو نفر بگومگو میکنند و یکی از آنها بشقاب غذایش را در صورت فرد مقابل پرت میکند. من به او گفتم چنین رسمی را در فرهنگمان نداریم و چنین چیزی را که بشقاب غذا را در صورت کسی پرت کنند، جز در فیلمها ندیدهام. او گفت میخواهم یک شوک ایجاد کنم. گفتم چطور است برق برود که ایشان پذیرفت. و گفتم اجازه دهید نام کتاب را بگذاریم «زمستان ۶۲» که پذیرفت.
او درباره اقبال به این کتابها در دهه ۱۳۶۰ نیز گفت: اولاً در آن دوره آنقدر کتاب منتشر نمیشد و تنوع کمتر بود و آقای فصیح هم از نویسندگان مطرح آن دوره بود و نشر نو هم از نشرهای مطرح بود.
جعفری درباره اینکه ویژگی شاخص فصیح غیر از آنکه علاقه داشت سرنوشت شخصیتها را تعیین کند، چه بود اظهار کرد: بهنظرم آقای فصیح در پلات و پیرنگ داستان، آدم قویای بود. الان کمتر پیش میآید که رمان بخوانم و البته نمیتوانم همه را بخوانم اما رمانهایی که میبینم پلات ندارند و یا خیلی کم میبینم. رمانها و داستانهایی که به ما ارائه میشود آن انگیزه را در من ایجاد نمیکند که آنها را چاپ کنم.
رمانهای «فرار فروهر»، «باده کهن»، «اسیر زمان»، «پناه بر حافظ»، «کشته عشق»، «طشت خون»، «بازگشت به درخونگاه»، «کمدی تراژدی پارس»، «لاله برافروخت»، «نامهای به دنیا»، «در انتظار» و «گردابی چنین حایل» و مجموعه داستانهای «دیدار در هند»، «عقد و داستانهای دیگر» و «نمادهای مشوش» از دیگر آثار منتشرشده اسماعیل فصیح هستند.
او علاوه بر نوشتن این رمانها و مجموعه داستانها، آثاری را نیز به زبان فارسی برگردانده است که «وضعیت آخر»، «بازیها»، «ماندن در وضعیت آخر»، «استادان داستان»، «رستمنامه»، «خودشناسی به روش یونگ»، «تحلیل رفتار متقابل در رواندرمانی» و «شکسپیر» از مهمترین آنها هستند.
آخرین و مهم ترین اخبار هنر را در برگزیده ها دنبال کنید.










Friday, 20 February , 2026