هر سال با نزدیک شدن به نیمه بهمن، بحثی تکراری اما قابل توجه شکل میگیرد. برخی پیشنهاد میکنند به جای ولنتاین، «سپندارمذگان» را به عنوان روز عشق گرامی بداریم و آن را به عنوان یک مناسبت ایرانی برجسته کنیم؛ پیشنهادی که در سالهای اخیر بیشتر شنیده میشود و کسانی را که مخالف گرامیداشت یک مناسبت وارداتی اما از طرفی مقید به ابراز احساساتِ مناسبتی هستند وادار میکند تا پنجم اسفندماه را گرامی بدارند.
خبرگزاری ایسنا: در سالهای اخیر، همزمان با گسترش گرامیداشت برخی مناسبتهای غربی، بحث درباره ضرورت توجه به آیینهای ایرانی نیز پررنگ شد. در همین فضا، سپندارمذگان بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفت و تلاشهایی برای بازخوانی ریشه و معنای آن صورت گرفت. در نتیجۀ این بازخوانیها بیان شد که «سپندارمذگان» از واژۀ باستانی «سپنته آرمئیتی» گرفته شده است؛ ترکیبی که «سپنته» در آن به معنای برکتبخشی و افزونی دانسته میشود و «آرمئیتی» به مفاهیمی چون آرامش، مهربانی و سازگاری اشاره دارد. در روایتهای فرهنگی ایران باستان، این مفهوم با زمین و جایگاه زن پیوند خورده و زن به نوعی نماد زمین و باروری معرفی شده است. از همین رو در تقویم کهن ایران، پنجم اسفند به نام سپندارمذگان شناخته میشد و مردان در این روز برای زنان هدیه تهیه میکردند. این آیین با عنوان «مردگیران» یا «مُردگیران» شناخته میشد و به عنوان فرصتی برای تکریم زنان برگزار میشد.
وقتی از عشق حرف میزنیم، از چه صحبت میکنیم؟
با این حال، اهمیت این مناسبت تنها در رقابت تقویمی با ولنتاین خلاصه نمیشود و میتوان آن را بهانهای برای طرح یک پرسش جدیتر دانست؛ اینکه وقتی امروز از «عشق» سخن میگوییم، دقیقا از چه تجربهای حرف میزنیم؟ آیا همان تعریفی که نسلهای پیشین از «عشق» میشناختند، همچنان معتبر است یا شکل رابطهها تغییر کرده است؟ سپندارمذگان اگر قرار است در فرهنگ عمومی جایگاهی پیدا کند، ناگزیر با این تغییر معنا روبهرو میشود و باید در دل همین تحولات فهمیده و بررسی شود.
تغییرات عشق در گذر زمان
در گذشتۀ نهچندان دور، مسیر بسیاری از رابطهها چارچوب مشخصتری داشت. آشناییها اغلب در بستر خانواده یا محیطهای محدود اجتماعی شکل میگرفت و مقصد رابطه نیز تا حد زیادی روشن بود. ازدواج، نقطۀ پایانی قابل انتظار به شمار میرفت و جامعه نیز این مسیر را تایید میکرد. امروز اما شکل آشنایی و ادامه رابطهها تغییر کرده است. دانشگاه، محیط کار، شبکههای اجتماعی و ابزارهای ارتباطی جدید، دامنۀ انتخاب را گستردهتر کردهاند. رابطههایی شکل میگیرند که گاه نامگذاری مشخصی ندارند و در چارچوبهای سنتی قرار نمیگیرند. برخی از این رابطهها کوتاهمدت هستند و برخی دیگر بدون رسمیتِ رسمی ادامه پیدا میکنند.
در کنار این تغییر، زبان گفتوگو دربارۀ احساسات نیز تغییر کرده است. مفاهیمی مانند مرزهای شخصی، احترام متقابل و سلامت روان وارد گفتوگوهای روزمره شدهاند و افراد تلاش میکنند درباره نیازهای عاطفی خود شفافتر صحبت کنند.
از سایشان دیگر شرایط اقتصادی و اجتماعی نیز بر این روند تاثیر میگذارد. نااطمینانی نسبت به آینده شغلی، دشواری تأمین مسکن و نگرانیهای مرتبط با مهاجرت، بسیاری از جوانان را در موقعیتی قرار میدهد که تصمیم برای تعهد بلندمدت را به تعویق میاندازند. در چنین وضعیتی، برخی رابطهها به دلیل فشار بیرونی متوقف میشوند و برخی دیگر اساسا شکل نمیگیرند.
همزمان، شبکههای اجتماعی شیوۀ نمایش رابطه را تغییر دادهاند. بخشی از روابط امروزی در قالب تصویر و متنهای کوتاه با همۀ دوستان و آشنایان به اشتراک گذاشته میشود و ابراز محبت جنبه عمومیتری پیدا میکند و زمینۀ مقایسه را نیز فراهم میکند؛ چون معمولا هیچکس از روزهای ناخوش و بدِ یک رابطه تصویری منتشر نمیکند. وقتی تصاویر روابط شاد و بیدغدغه به صورت مداوم دیده میشود، برخی افراد ممکن است رابطۀ خود را ناکافی تصور کنند یا احساس کمبود داشته باشند. به این ترتیب، فضای مجازی عرصه ارزیابی و قضاوت رابطهها و خطکشی برای معیار میزان خوشبختی یک زوج میشود.
تغییر دیگر به نقشهای جنسیتی مربوط میشود. زنان و مردان هر دو بیش از گذشته دربارۀ استقلال، برابری و حق انتخاب خود سخن میگویند و انتظار دارند رابطه بر پایۀ گفتوگو و مشارکت شکل بگیرد. این تغییر نگاه، رابطه را از یک الگایشان از پیش تعیینشده دور میکند؛ جایی که شاید دیگر در آن «سپندارمذگان» هم که مناسبتی کهن برای هدیه دادن به زن است، مورد پرسش و قضاوت قرار گیرد.
سپندارمذگان در چه صورت موفق میشود؟
در چنین بستری، سپندارمذگان اگر تنها به عنوان جایگزینی برای یک مناسبت خارجی معرفی شود، بخشی از واقعیت را نادیده میگیرد. این مناسبت میتواند فرصتی برای تأمل درباره همین دگرگونیهای یادشده باشد و توجه را از رقابت بر سر نمادها و مناسبتهای مربوط به عشق، به کیفیت رابطهها معطوف کند. آنچه اهمیت دارد نه نام روز «عشق» در تقویم، بلکه شیوهای است که افراد در زندگی روزمره خود عشق را تجربه میکنند، آن را میسازند و ابراز میکنند.
از این منظر، طرح سپندارمذگان در سالهای اخیر را میتوان نشانهای از تلاش برای بازتعریف عشق در چارچوب فرهنگ بومی دانست. با این حال، موفقیت چنین تلاشی به آن بستگی دارد که تا چه اندازه با تجربۀ واقعی نسل امروز هماهنگ باشد. اگر قرار است این روز معنایی پیدا کند، باید بتواند با پرسشهای نسل جوان دربارۀ تعهد، استقلال، آینده و امنیت عاطفی ارتباط برقرار کند و به بخشی از زیست واقعی آنها تبدیل شود.
آخرین و مهم ترین اخبار هنر را در برگزیده ها دنبال کنید.










Monday, 23 February , 2026