محمدرضا شریفی‌نیا با بیان اینکه آنهایی که به جشنواره فجر نیامدند ترسو نیستند و فقط این غم جامعه را نتوانستند هضم کنند، ادامه داد: ما نه جشن داریم و نه جشنواره، چون در این مملکت هر چه داریم «واره» است و ای کاش این جشنواره هم با توجه به این شرایط به عنوان یادواره برگزار می‌شد.

خبرگزاری ایسنا: فیلم «کافه سلطان» به کارگردانی مصطفی رزاق کریمی و تهیه‌کنندگی مرتضی رزاق‌کریمی شامگاه جمعه، ۱۷ بهمن‌ماه در سینمای رسانه رونمایی شد که داستان آن با اشاره به دوران جنگ ۱۲ روزه و تاثیر آن بر زندگی و شغل مردم روایت می‌شود.

این فیلم با بازی محمدرضا شریفی‌نیا، آزیتا حاجیان، سجاد بابایی و مریم مؤمن ساخته شده و شریفی‌نیا که در نشست خبری فیلمش حاضر شده بود درباره حواشی روزهای گذشته این «رویداد سینمایی» صحبت کرد.

این بازیگر در همان ابتدای نشست با تسلیت برای روزهای اخیر جامعه و به همه کسانی که عزیزشان را از دست دادند و با آرزایشان صبر برای خانواده‌های این عزیزان گفت: من بخاطر سوءتفاهم‌هایی که این روزها رخ داده یک انتقاد به جشنواره دارم و ضمن تشکر از آقای شاهسواری (دبیر جشنواره) می‌خواستم بگویم که ای کاش فرمت جشنواره از اسم گرفته تا شکل شروع و برگزاری تغییر می‌کرد.

او ادامه داد: ما در این مملکت که جشن نداریم. بیشتر با «واره» زندگی می‌کنیم، جشن ما در جامعه معمولا اینطور بوده و جشن نیمه شعبان هم همین چند روز قبل ، مردم با آهنگی غمگین راه می‌رفتند. حالا اتفاقی افتاده و وقتی کسی فوت می‌کرد، رسم است که بعد از چند روز بزرگترها می‌روند و مثلاً درِ مغازه (صاحب عزا) را باز می‌کنند تا کار و کاسبی را شروع کند. فکر میکنم برای این دوره هم باید چند ریش سفید هنری ما روز اول مثلا در تالار وحدت جمع می‌شدند، شمع روشن می‌کردند و یک یادواره را افتتاح می‌کردند. در این فستیوال فیلم کمدی که نداریم، فیلم‌هایی از همین جنگ ۱۲ روزه هم هست و این اصلا چیز عجیبی نبود اگر انجام می‌شد.

او افزود: از قبل که به ما می‌گفتند کار نکنید و بابت کار در سینما و تلویزیون تحت فشار بودیم و حالا هم این اتفاق‌ها رخ داده است و از دی‌ماه ۱۴۰۴ بیشتر شده است.

شریفی‌نیا ادامه داد: من به آقای مهدویان هم انتقاد دارم.‌ بچه‌هایی که اینجا نیامدند ترسو نبودند، اصلا بحث ترس نیست. آنها این غم را نتوانستند هضم کنند ولی این دو دستگی و سه‌دستگی پیش آمده در جامعه خیلی خطرناک است.

شریفی‌نیا در پاسخ به تفاوت جنگ ایران و عراق و جنگ ۱۲ روزه، از پاسخ به آن امتناع کرد و گفت: جواب این سوال زمان زیادی‌ می‌خواهد چون باید مفصل درباره آن حرف زد و از ایران و شرایط آن گفت و بعد به گلشیفته رسید و خلاصه که وقت کم است.
او ادامه داد: اما می‌خواهم نکته دیگری را مطرح کنم؛ مدتی قبل در جشنواره داور بودم و چند فیلم جنگی هم بودند که تقریباً از اول تا آخر به هم تیر پرتاب می‌کردند. به مسئول جشنواره گفتم که اصلا فیلمی را که نشان دهد شهید چطور به وجود می‌آید نداریم، اینکه ببینیم مهر مادری و ادب خانواده چطور شهید پرورش داده را نمی‌بینیم.‌ به ایشان گفتم باید جسارت داشته باشید چون مثلا فیلم «در آغوش درخت» این ویژگی را دارد و مسیر انسان شدن را نشان می‌دهد و جای گفت‌وگو در آن هست؛ پس باید برنده شود. 
او افزود: برای همین فیلم «کافه سلطان» به آقای رزاق کریمی گفتم کاش صدای همان چهار تا موشک را هم نشنویم. آقای کیارستمی اگر یک دفترچه مشق دستش می‌گیرد، تا آخر فیلم انسانیت یاد می‌دهد و این همان نگاهی است که ما در جهان با آن موفق شدیم. 
در بخش دیگری از این نشست مرتضی رزاق‌کریمی هم بیان کرد: این روزها مسائلی درباره جشنواره و حضور و عدم حضور در آن مطرح می‌شود؛ در حالی که واژه جشنواره به معنی جشن نیست. اولین بار در سال ۴۰ این کلمه برای فستیوال رشد انتخاب شد و شاید معادل درستی برای فستیوال نباشد. ما امسال جشنی نداریم با این غم و اندوه و خانواده‌هایی که عزادارند. به هر حال در مملکتی زندگی می‌کنیم که از این اتفاق‌ها در تاریخ معاصر آن رخ داده است. 
او درباره ساخت این فیلم گفت: پس از جنگ ۱۲ روزه پیشنهادهایی برای کار به من شد ولی ترجیح دادم زمان بگذرد تا اینکه متن این کار به دستم رسید و تصمیم گرفتم آن را بسازم. 
ایشان درباره همکاری با برادرش نیز افزود: حدود ۱۸ سال قبل با برادرم همکاری داشتم و این پروژه که مطرح شد تصمیم گرفتم دوباره با هم کار کنیم و اگر قصه، درباره‌ خانواده و تفاوت نسل‌ها نبود سراغ ساخت آن نمی‌رفتم. 
مرتضی رزاق‌کریمی درباره انتخاب محمدرضا شریفی‌نیا و آزیتا حاجیان به عنوان زوج اصلی این فیلم توضیح داد: ما از ابتدا به این زوج فکر نکرده بودیم و هنرمندان دیگری هم بودند. با توجه به متن خوب، سه کاندیدا برای نقش زن داشتیم ولی در نهایت با نظر کارگردان به خانم حاجیان رسیدیم که البته برای ایشان چالش نقش جذابیت داشت. در اختتامیه جشنواره فیلم شهر هم با آقای شریفی‌نیا صحبت شد و انتخاب نهایی صورت گرفت. البته ترکیب این دو زوج مفهوم دیگری هم داشت و به فیلم ما کمک کرد؛ تا آنجا که امشب بعد از نمایش، یکی از منتقدان قدیمی به من گفت، شریفی‌نیا بازی نکرده بلکه زندگی کرده ‌و به نظرم برای هر دو بازیگر اینطور بوده است. 
مصطفی رزاق کریمی هم در این نشست پس از توضیحاتی درباره سابقه تحصیلی و شیوه کارش و اینکه علاقه‌ای به استفاده از توپ و تانک و تفنگ ندارد، بیان کرد که احتمالا دیگر فیلم مستند کار نخواهد کرد. 

آخرین و مهم ترین اخبار هنر را در برگزیده ها دنبال کنید.