هفتم اسفندماه سالگرد درگذشت علیاکبر دهخدا است، ادیبی که انتقادات سیاسی و اجتماعیاش را در آینه طنز با امضای «دخو» منتشر میکرد، چوب سیاست و دوستی با مصدق را هم خورد و بعد از بازنشتگیاش با کتابهای فارسی دمخور بود و بر اثر نوعی سرخوردگی ناشی از فضای سیاسی، به لغتنامهنویسی رو آورد.
خبرگزاری ایسنا: هفتم اسفندماه سال ۱۳۳۴، علیاکبر دهخدا زندگی را در ۷۸ سالگی بدرود میگوید. ۱۰ روز بعد فریدون مشیری در مجله روشنفکر درباره آخرین ساعات حیات دهخدا مینویسد: «دهخدا با صورت متورم و چشمان برآمده دوزانو نشسته بود. بیماری و خستگی ۴۸ سال کار او را از پای درآورده بود. سنگینی ۴۸ سال مطالعه و تحقیق و جستوجو شانههای ناتوان او را خرد میکرد. هزاران جلد کتاب که در مدت ۴۸ سال با او سخن گفته و گفتوگو کرده بودند، اینک همه خاموش نشسته و استاد پیر را تماشا میکردند.
در این هنگام دکتر محمد معین و سیدجعفر شهیدی همکاران صمیمی و مهربان او به عیادتش آمدند.
دهخدا در همان حال گفت: پوست بر استخوان ترنجیده.
لحظاتی چند به سکوت گذشت. استاد پیر هر چند لحظه یک بار به حالت اغما فرومیرفت و باز به حال عادی برمیگشت. در یکی از این لحظات لبان دهخدا سکوت سنگین را شکست و گفت: که مپرس. باز چند لحظه سکوت برقرار شد و دهخدا مجدداً گفت: که مپرس.
در این موقع آقای دکتر معین پرسید: منظورتان شعر حافظ است؟
دهخدا جواب داد: بله.
دکتر معین گفت: مایل هستید برایتان بخوانم؟
دهخدا گفت: بله.
آنگاه دکتر معین دیوان حافظ را برداشت و خواند. از آن لحظه به بعد دهخدا به حالت اغما فرورفت و روز بعد جان سپرد.»
علیاکبر دهخدا، ادیب، شاعر و منتقد اجتماعی معاصر، در سال ۱۲۹۷ق/ ۱۲۵۷ش، در تهران، در کوچه قاسم علیخان محلّۀ سنگلج زاده شد. مقدّمات فارسی، عربی و درسهای دیگر را در مکتبخانههای قدیم فراگرفت و سپس، نزد شیخ غلامحسین بروجردی، به یادگیری صرف و نحو عربی، اصول فقه و کلام اسلامی مشغول شد. پس از آن، در آزمون نخستین دوره «مدرسه سیاسی» شرکت جُست و پذیرفته شد. معلّمان این مدرسه کسانی چون میرزا حسنخان پیرنیا (مشیرالدّوله)، میرزا حبیبالله، اردشیر جی، عبدالرّزاق بغایری و دکتر مورِل فرانسایشان بودند. دهخدا پس از پایان تحصیلات، برای کار در «وزارت خارجه» در نظر گرفته شد و همراه معاونالدّولۀ غفّاری، «وزیر مختار» ایران در کشورهای بالکان، به عنوان منشی او، به وین رفت. او اندکی بیش از دو سال را در اروپا گذراند و «بر اثر بعضی ناملایمات به ایران برگشت». مدتی هم مترجم مهندسان راهسازی بلژیکی بود. پس از امضای فرمان مشروطیت به دست مظفّرالدّین شاه، دهخدا عضایشان از هیئت تحریریه روزنامه صوراسرافیل شد و مقالات طنزآمیز و نیشدارش را با عنوان «چرند پرند» با نام مستعار «دَخو» منتشر میکرد که سبب شهرت فوقالعادهااش شد.
از تبعید تا گردآوری «امثال و حکم»
پس از کودتای محمّدعلی شاه، بعضی از مشروطهخواهان از جمله میرزا جهانگیرخان اعدام شدند. گروهی از مشروطهخواهان هم، پس از تحصّن در سفارتخانه انگلیس، سرانجام تبعید شدند و دهخدا یکی از آنها بود. او شعر معروف «یاد آر ز شمع مرده یاد آر» را شبی پس از بهخواب دیدن جهانگیرخان سرود. دهخدا همزمان با آغاز جنگ جهانی اول مخفیانه به ایران بازگشت و تا پایان جنگ نزد خوانین چهارمحال و بختیاری ماند. آنجا با استفاده از کتابخانه خطی و سنگی یکی از خوانین، کار تألیف و گردآوری «امثال و حکم» و «لغتنامه» را شروع کرد.
در آغاز دهه ۱۳۰۰ شمسی، ریاست مدرسه سیاسی را برعهده گرفت، تا سال ۱۳۲۰، که بازنشسته شد. البته دلبستگی به لغت و ادب او را در خانه نشاند و از بام تا شام با کتابهای کهن فارسی دمخور ساخته بود. حاصل ۳۰ سال مطالعه و ممارست در کتابهای فارسی سه اثر مختلف بزرگ و مهم است: ۱. جمعآوری امثال و حکم که در چهار جلد به چاپ رسیده است. ۲. جمعآوری لغات و اعلامی که در میان کتابهای فارسی دیده میشود و به نام لغتنامه دهخدا به چاپ میرسد. ۳. تصحیح و تحشیه برخی از متون معتبر و مهم زبان فارسی مانند: دیوان ناصرخسرو، دیوان فرخی، دیوان حافظ، دیوان منوچهری، دیوان مسعود سعد، دیوان سوزنی، دیوان اشرف و لغت فرس اسدی.
دهخدا در فاصله سالهای ۱۳۰۸ تا ۱۳۱۱ چهار جلد «امثال و حکم» را از سایشان وزارت فرهنگ وقت به چاپ رسانید و اولین جلد لغتنامهاش نیز در سال ۱۳۱۸ منتشر شد که تا سال ۱۳۵۸ ادامه داشت. همچنین در سال ۱۳۲۹ حاشیهای بر کتاب معروف «لغت فرس» اسدی توسی نوشت.
حمایت از مصدق
در سال ۱۳۳۰ ش با به قدرت رسیدن محمّد مصدّق دهخدا یکبار دیگر به سیاست رایشان آورد و به حمایت از او برخاست. ولی بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سقوط دولت مصدّق، به کلّی از فعّالیت سیاسی کناره گرفت و بقیۀ زندگی خود را وقف لغتنامه کرد. با این همه شایعهای بیاساس که پس از کودتا درباره تشکیل «شورای سلطنت» به ریاست دهخدا در غیاب شاه در بعضی از روزنامهها منتشر شده بود سبب شد که پس از بازگشت شاه به قدرت، دو بار مورد «استنطاق» مقامات نظامی واقع شود. محمدرضا شفیعی کدکنی معتقد است: «دهخدا چوبِ همکاری و دوستی و عشقش به دکتر محمّد مصدّق را میخورَد و هنوز هم میخورَد.»
آخرین و مهم ترین اخبار هنر را در برگزیده ها دنبال کنید.










Wednesday, 25 February , 2026